دانشگاه طبری بابل free domainجامعه مجازی، شبکه اجتماعی، دوست یابی، دوستیابی، ثبت دامنه، ثبت دامین
تو فکر یه جای جدید و همیشگی هستم...
از اینجا خسته شدم.. یعنی کم کم دارم از این دانشگاه میرم... یعنی می خوام یه چیز درست برای خودم داشته یاشم...
اگه از بچه های دانشگاه غیر انتفاعی طبری بابل کسی هست که می تونه بنویسه و اینجا رو اداره کنه به من خبر بده.. آخه دام نمیاد کلا تعطیل بشه...
من منتظرم که اینجارو به کسی بدم... مطمئن باشید که آدرس جدیدم رو به اطلاع تمام شما عزیزان می رسونم.....
تعطیلات سال نو باعث شد من به عشق هایم برسم! عشق هایى كه منتظرم بودند تا سراغشون برم و من هى اونارو معطل میكردم.. و توى بیكارى سال نو رفتم سراغشون، دارم همشون رو مى بینم و مقایسه میكنم. فیلم ها و دى وى دى هاى جدیدى كه داشتم و فرصت نداشتم.. حالا دارم روزى چندتا چندتا مى بینم. داره بهم خوش میگذره.. فیلم هایى كه مال 2 سال اخیر است.. كلى فیلم. از ژانرهاى مختلف. به جز اكشن هایى مثل جان سخت، جت لى و ... كه دیگه حس چنین فیلم هایى نیست.. سعى میكنم چیزى باشه كه به دانش فیلمیم اضافه كنه، و هنگام فیلم و آخرش فكرم رو كمى مشغول كنه. البته این بین فیلم هاى كمدى آمریكایى مثل Superbad یا Scary Movie و American Pie یا انیمیشن هم مى بینم تا یه تنوع هم بشه.
انقدر اسمشون زیاده كه نمیشه لیست كرد ولى چندتاش رو میگم. . تو این چند وقته اخیر اینارو دیدم که هر کدوم یه شاهکاره..
جونو ((Juno که نامزد نهایی اسکار امسال هم بود و داستان دختری که ناخواسته حامله میشه و این بین با یک خانواده مواجه میشه که نیاز به بچه دارند و ...
تعطیلات مستربین Mr. Bean's Holiday))، به گفته خود آقای اتکینسون آخرین بار هست که نقش مستربین رو بازی میکنه.. داستان مسافرت طولانی و پردردسر آقای بین هست...
Hostel(1و2) .. از شاهکارهای کوئین تاراتینو.. اگه با دیدن خون دلپیچه می گیرید هیچ وقت این فیلم رو نبینید، چون این فیلم فراتر از خونریزی هست و داستان کشوندن آدم ها به هاستل برای قصابی شدن رو نشون میده.. جدا به افرا زیر 20 سال توصیه نمیشه !! چون فشار روانی زیادی به آدم وارد میکنه..
March of the Penguin یه مستند فرانسوی که زندگی پنگوئن هارو نشون میده، که انگار نامزد اسکار هم شده بود.. تلویزیون هم پخش کرده ولی اگه می خواهید به عظمت تصویری فیلم پی ببرید نسخه ی دی وی دی فیلم با زیرنویس فارسی رو حتما ببینید..
Little.Miss.Sunshine.. فیلم خانوادگی و خوبیه.. به نظرم فیلم میخواد بگه "زندگی همین است که می بینی، ساده و زیبا"
پرسپولیس (Persepolis). انیمیشن سیاه سفید با سبکی کاملا ساده که سرگذشت دختری به نام مرجان ساتراپی (خود گارگردان) رو در زمان قبل و بعد از انقلاب روایت میکنه.. صحنه های غلو شده زیادی داره ولی فیلمی هست که میشه روش فکر کرد..

اره (Saw) [I,II,III, IV].. کمتر کسی پیدا میشه که اسم این فیلم رو نشنیده باشه.. تا حالا 4 ادامه براش ساخته شده و اتفاقا تمام ادامه هاش هم خوب دراومده و همیشه بیننده رو غافلگیر کرده.. داستان ادامایی رو نشون میده که می خواهند خودشون در زمین عدالت رو اجرا کنند.. آمایی که در زندگی به نوعی خطا کردند رو گرفته و شکنجه می کنند.. پیشنهاد میکنم حتما ببینید ولی این فیلم هم خیلی خشن هست و پراست از خون و خونریزی و زجر، به طوری که من در اواسط قسمت سوم فیلم رو نصفه نیمه رها کردم و بعدا ادامه اش رو دیدم. جمله معروف فیلم هم اینه: بازی شروع شد ! ... در کل سعی کنید فیلم های خشن رو در جمع ببینید..
فیلم های No Country For Old Men و Crash و 21 گرم رو هم از دست ندید...
و در آخر هم چند فیلم که قبلا دیدم ولی دلم نیومد پیشنهاد نکنم.. Unfaithful .. Poison .. Damage .. به قول یکی از دوستام، این هم چندتا فیلم خیانتی !!
سال قدیم گذشت، یعنی این سال رفت، منظورم اینه که قدیم رفت جدید اومد، بابا ساعت رو نمیگم، سال عوض شد. یعنی سال جدید شد...
سالی که گذشت گذشت و سالی که می آید می آید .سالی که گذشت برهمه گذشت با زمستان سردش که بی صفایی ترکمنستانیها را با خودآورد و بی برنامه بودنها را عریان کرد. سالی که در آن بزرگان زیادی رفتند و عزرائیل آن ها را برد، سالی که درپایانش اصولگرایان مجلس هشتم را قرق کردند و اصلاح طلبان فریاد " وا ردصلاحیتنا " یشان به هوا بود و راه به جایی نبردند. سال تورم 18 درصدی. سال کمبودگاز و تخم مرغ. سال سفرهای استانی دور دوم و سال تقدیر از منتقدان خوب دولت! سالی که فدراسیون فوتبال بنیادش بر هوا بود و بین قطبی و قلعه، دایی مربی شد.
سالی که پیشرفت مملکت و نان در سفره با انرژی یک هسته آمد. سالی پر از طرحهای امنیت اجتماعی، آفتابه، سگ و باتوم و مهربانی های افراطی. سال قطعنامه های سه گانه و شلیک امید به فضا. سالی که سینما در آن قاچاق شد و ده نمکی با اخراجیها در آن سلطانی کرد. سال یانگوم و مهشید و الیاس و سالی که تلویزیون عزت ضرغامی به خطوط قرمز نزدیک شد ولی از ان رد نشد.موش تو سوارخ نمی رفت، جارو به دمش بست.
دیوار موش داره، موش هم میگن گوش داره.
امسال سال موش هست.
سال نو مبارک.
دعا می کنیم: خدایا ...
منجی را برسان.
نادان ها را بر ما مسلط مگردان و اگر نادانی در کشور بر ما مسلط است نابودش بگردان.
مریض ها را شفا عنایت فرما.
غم و غصه را از دل ما خارج گردان.
سال جدید سال خوبی و موفقیت برای ما باشد.
دل کندن از وبلاگ نویسی سخته و وقتی این همه حرف تو مغزت باشه سخت تر هم میشه..
با یه مطلب گنده می خوام بیام.. یه مطلب که جواب همه ی دنیا تووش باشه.. می خوام ایران واقعی رو معرفی کنم... می خوام بگم تو این چند روز چیا دیدم... من ایران رو دوست دارم.. من از سیاست بیزارم.. من مسلموون هستم... ولی باید بگم...
من می نویسم.. پس هستم...
گفت: خوبى ؟
گفتم: نه.. نه ..
گفت: چرا ؟
گفتم: داغونم، مى فهمى داغون.
گفت: اى بابا چرا ؟ چطور مگه !؟
گفتم: نمى دونم، چرا اینجوریم، حس هیچ كارى رو ندارم، از كاراى مردم حرص مى خورم.
گفت: اه.. درست صحبت كن ببینم چى میگى؟ اصلا حرف حسابت چیه ؟
گفتم: از همه چیز بیزارم، وضع كشورم، دو رو بازى ها، نداشتن امید به آینده، مسلط شدن نادان ها بر ما . . .
گفت: اى بابا.. بازم كه دارى سیاسى حرف میزنى! اصلا این چیزا به تو چه.. !
گفتم: مگه میشه من اینجا باشم و بهم مربوط نباشه !
گفت: بذار ازت سوال كنم؟ تو سالم هستى؟
گفتم: منظور ؟!
گفت: جواب منو بده ؟
گفتم: آره ه . .
گفت: خوب دیگه خدارو شكر كن ، بى خیال دنیا .
گفتم: آخه . . .
گفت: ساكت، تو پول تو جیبت هست ؟ . لباست و غذات تأمین هست ؟
گفتم: آره، از این نظر میزان هستم. .
گفت: خوب دیگه . . بى خیال. . تو كه كاملى برو حالت رو بكن.. بى خیال بابا. .
گفتم: آخه.. ! آخه بقیه چى؟ بقیه مردم رو میگم.!؟
گفت: بى خیال بقیه.. مگه تو وكیل وصى كسى هستى! اصلا زندگى بقیه و سیاست كشورت به تو ربطى نداره.. بى خیال شو . .
گفتم: پس كمك كردن و انسان دوستى و آزاده بودن چى ؟!
گفت: چند بار بگم ، بى خیال شو . . .
گفتم: نمى دونم والا...
گفت: اى ول.. امروز میریم تبلیغ یه كاندیدا براى انتخابات، تو هم میاى ؟
گفتم: بى خیال بابا، بى خیال !!
من هواپیما را دوست دارم. هواپیما چیز خوبى است.
نمدانم چرا هروقت به پدرم میگویم با هواپیما برویم مسافرت مى گوید گمشو، مگه پول علف خرس است كه این عوضى ها بخورند. من نمى دانم چه رابطه اى بین علف خرس و پرواز وجود دارد. ولى فكر میكنم منظور پدرم قیمت ارزان بلیط باشد كه می گوید مثله علف ارزش ندارد و انسان هاى بى فرهنگ سوارش مى شوند. اما من هواپیما را دوست دارم.
مادربزرگم میگه 'آدمیزاد هم چه كارا كه نمیكنه. طیاره مى سازه میره تو ابرها. اگه خدا مى خواست كه ما پرواز كنیم به ما بال میداد.' . اما من این هواپیما را دوست دارم. قبل از سوار شدن به آن با آدم بازى میكنند. آدم را از داخل یك چارچوب كه از در خانه ى شان آورده اند رد میكنند. اگر بوق زد تو باختى و باید دوباره رد بشى و اینكار را اینقدر میكنند تا بوق نزنه...
آنجا یك تلویزیون است كه بجاى اینكه درباره ى انتخابات صحبت كنند و به ما بگویند رأى بده و همچنین مارا با آدم هاى بد خارجى آشنا كنند، عكس كیف هاى باز نشان میدهد.. و من خودم دیدم كه خیلى كیف هاى جالبى است، یك بار هم داخل یك كیف شرت بابام را دیدم، شاید این تلویزیون ماهواره باشد ! داخل هواپیما اولش به ما طریقه ى ماسك گذارى را نشان میدهند و میگویند كنار شما دوتا در وجود داره كه وقتى عجله دارید از آنجا بیرون بروید.. من یكبار هر چى زور زدم و دستشویى ام آمد ولى این در باز نشد..
خانم هاى داخل هواپیما را من قبلا دیده ام. وقتى سرما میخورم همین خانم ها به من آمپول میزنند و یا در هتل ها هم دیده ام، كه خیلى ناز و مهربان هستند و همیشه به مامانم میگویند كه چه پسره نازى دارید.. كه همین خانم ها كه اسمشون آس هست (عموى من میگفت این خانم ها آس هستند( به ما شكلات میدهند كه خوشمزه هست.. پیرمردى را دیدم كه داخل پاكت میوه اى كه آنجا بود استفراغ كرد و من ناراحت شدم كه چرا پاكت میوه !
من پارسال هواپیمایى را دیدم كه به دیوار خورد و خورد شد كه خیلى بازى بامزه اى بود.. من ایران را دوست دارم چون هرچند وقت هواپیمایى به دیوار مى خورد تا ما از تلویزیون آهنگ 'مرو اى دوست، مرو.. ' از محمد اصفهانى را گوش بدهیم !!
ذهنم باز پر شده، پر از مطالب مختلف، دلم میخواد كل این ذهنیات رو بنویسم. مثلا در مورد طلاق، افزایش افسردگى در بین جوانان ایرانى، حس حاملگى در مادران .. یعنى مى نویسم ولى الآن حس نوشتن ندارم.. بازم هست مثلا موسیقى رپ و فیلم هایى كه دارم الان مى بینم . . اشتغال و ورود بیشتر زنان و دختران به دانشگاه . . .
...اینارو مى نویسم،. سر فرصت مى نویسم.. پس منتظر باشید
تله تكست سیمای جمهوری اسلامی ایران در اقدامی بی سابقه اقدام به انتشار یك لطیفه نمود كه در نوع خود در تاریخ این رسانه بی نظیر بود.
دو تا گربه غذا پیدا می كنن , تا میان غذا رو بخورن , یه گربه لاغر و مردنی میاد و بهشون می گه : غذاتون رو میدین به من یا اینكه ....
گربه ها می خندن و می گن : برو بابا , تو رو فوت كنیم می چسبی به دیوار.
گربه لاغره هم می پره و گربه ها رو با غذاشون یه لقمه چرب میكنه . گربه ای كه شاهد ماجرا بود با ترس و لرز از گربه لاغره می پرسه : تو چطوری این كار رو كردی؟!
گربه لاغره می گه : پدر احمدی نژاد بسوزه , ناسلامتی ما یه پلنگ بودیم!!!
باور نمی کنید عکس ها رو ببینید.
تا حالا به اسب فكر كردید. دقت كردید كه اسب چه حیوان نجیب و پرفایده اى است. از مزایاى اسب هرچى بگم كم گفتم. با اینكه مى دونم نمى توانم تمام خوبى هاى اسب رو بگم، ولى به مقدارى اشاره مى كنم. اندر احوالات اسب:
۱.اسب حیوان نجیب و كاملا آرامى است، البته تا وقتى كه به او آزارى نرسانید.
2. این حیوان مى تواند به انسان سوارى دهد، قیمتش گران است و خرید آن براى هر شخصى امكان پذیر نیست ولى مى توان آن را اجاره كرد.
3. از مزایاى دیگر اسب به حمل گارى و كشیدن بار مى شود اشاره كرد. به سهولت بارهاى سنگین را مى كشد.
4. اسب مى تواند نماینده مجلس و یا حتى رئیس جمهور كشورى هم شود. تجربه ثابت كرده است چون به جناح خاصى تعلق ندارد در سیاست موفق مى شود.
5. بعضى از افراد نسبت به اسب توهین میكنند و آن را كوچك شمرده و با شلاق او را ضرب و شتم میكنند. این افراد باید بدانند كه اگر اسب به یكى از مقام هاى بند 4 نایل گردد، روزگارشان سیاه مى شود. و اسب محترم نمودارشان را رسم میكند !!
۶.اسب توانایى انجام روابط زناشویى را دارد و متقابلا تولید مثل هم میكند.. از مزدوج شدن اسب و خر [=در بعضى از نسخه ها الاغ خوانده شده[ حیوانى به نام قاطر بدست مى آید. قاطر كاملا چالاك و قدرتمند است.
7. چون دست و پاى اسب نعل دارد و انگشتانش بسته است، نمى تواند جسمى را در دست بگیرد و كسى را مثلا با چوب بزند ولى مى تواند این امر را به نچه هایش واگذار كند.
نكته اخلاقى: در زندگى مواظب اسب ها باشید.!!
ازدواج دانشجویى.. 2تا كفتر.. 2تا عاشق.. 2تا جوان پر از فكر و دوستدار هم..
وقتى وارد دانشگاه شدم، خیلى از دختر و پسرها (یا پسر و دخترها( با هم هى جزوه رد و بدل مى كردند، منظور از جزوه همان دل و قلوه است. ولى بعد از مدتى همه جدا شدند و زود جدا شدند.. هركسى دوباره رفت سراغ یه نفر دیگه.. و یا باز هم جدایى و شاید و ماندگارى.. انگار وحى منزل نازل شده بود كه اى كسانى كه دخول كرده اید (=داخل دانشگاه شده اید( سعى كنید زودتر 2تا شوید.!
اینارو گفتم چرا؟! امروز یكى از بچه هاى دانشگاه رو دیدم كه به عشق ترم دومش رسید. پسره متولد 66 هست و اهل یكى از روستاهاى بابل و معمارى میخونه.. دختره هم معماره و بچه ى تهران هست.. امیدوارم زندگى خوبى داشته باشند. كریم با اینكه میدونم اینجا رو نمى خونى (اصلا كامپیوتر یعنى چى!) ولى از صمیم قلب تبریك میگم.
طی هفته اخیر، دوباره بحث گران بودن هزینه ارسال پیامک (من نمیگم، حداد میگه پیامک) فارسی نسبت به پیامک لاتین (2 برابر) در رسانه ها مطرح شد و درباره ی اینکه چرا باید اس ام اس فارسی گران باشد تا ملت به صورت پینگیلیش به یکدیگر اس ام اس بزنند، بحث شد.
من هم بر خود لازم دیدم تا ضمن حمایت از این قضیه دلایل خود را شرح دهم ودر انتها هم تصمیم انقلابی (!) که در این راستا همین دیشب توسط دلسوزان این امر گرفته شد را بیان می کنم.
از نظر ناسیونالیستی (ناسیونالیستی یعنی میهن پرستانه، نه یک مدل جاروبرقی): زبان رسمی ما فارسی می باشد، در حالی که زبان رسمی در بسیاری از کشورهای بی هویت غربی، لاتین (!) می باشد. این در حالی است که زبان ما ارزشمندتر بوده و 2 برابر بودن هزینه ارسال اس ام اس فارسی نیز در راستای نشان دادن همین مسئله است.
پیشنهاد: پیشنهاد می شود برای لجن مال کردن زبان انگلیسی در ارسال پیامک، ارسال پیامک به صورت لاتین رایگان اعلام شود و این یعنی اینکه زبان لاتین مفت هم نمی ارزد. در عوض هزینه ارسال پیامک فارسی 27 برابر شود تا ارسال تنها یک پیامک فارسی ارزشی معادل خرید یک کارت تلفن پیدا کند و این یعنی اینکه ما خیلی ارزشمندیم.
از نظر اخلاقی: متاسفانه بسیاری از مشترکان در طول شبانه روز اقدام به ارسال پیامک هایی اعم از جوک، لطیفه، حال و احوال روزانه، موضع گیری های اجتماعی، ساسی، اقتصادی و ... با محتوایی نافرم می نمایند. چنین اس ام اس هایی همان بهتر که به هوای هزینه ی کمتر، به صورت لاتینارسال شوند و زبان ارزشمند فارسی _حداقل در پیامک_ آلوده به کلمات غیراخلاقی نشود!!
تصمیم انقلابی (کاملا جدی هست و نیمه ی دومش تاسف بار): از دیشب نرخ اس ام اس فارسی 9.98 تومان اعلام شد. نرخ پیامک لاتین تا تیر ماه همان 14.3 بای می ماند ولی بهد از تیرماه 87 قیمتش به 22.2 تومان افزایش می یابد !!
و تصمیم من: سیم کارت همراه اولم به علت بدهی قطع شده و چند وقتی است که ایرانسل دارم.. هیچ وقت اقدام به وصل سیم کارت اولم نمیکنم و همان ایرانسل را استفاده می کنم.
هوا ابرى و سرده. كلاس ها رو از شنبه میرم. ترم آخرم هست و چند واحد به اضافه ى كارآموزى. براى كنكور كارشناسى هم باید بخونم.
امروز فیلم "چه كسى امیر را كشت؟" رو دیدم. درسته چندتا مشكل داشت ولى برخلاف گفته هاى دیگران فیلم نسبتا خوبى بود، یعنى مى تونم بگم از فیلم هایى كه الآن رو پرده است خیلى بهتر بود. فیلم فقط روى دیالوگ بازیگرها پیش مى رفت و حتى میشد با چشم بسته هم متوجه شد ولى من خوشم اومد، از قصه خوب فیلم و روایت خطى داستان از زبان بازیگرها، نحوه ى بازى كه خیلى خوب از كار در اومده بود و تمام بازیگرها به جز مهناز افشار كه خیلى مصنوعى بازى میكرد از پس نقششون براومده بودند. و همچنین پایان بندى زیباى داستان..
اگه حوصله ى یه فیلم كم تحرك ولى خوش ساخت رو دارید این فیلم رو از دست ندید. اینم بگم كه در زمان اكران فیلم، توى چندتا از سینماهاى تهران عده اى بعد از دیدن فیلم، با عصبانیت و دعوا خواستار برگشت پول بلیط شده بودند !!